|
|
|
نامه یه آدم عاشق رو بخونید ببینید چجوریه
به نام تک تير انداز عشق
ماه در چمن عزيزم اگر مي دانستي که من چقدر عاشق چشمان سياهت شده ام , از ذوق مي مردي (!!)
گلم , از روزي که تو را سر کوچه ديدم قلبم ترک عميغي خورده (!) هر چند پشتت به من بود و داشتي با منيژه خانوم هرف مي زدي, ولي سوز نگاهت که در چشم منيژه خانوم منعکس شده بود چون تيري به قلب عاشق من فرو رفت ...!! آه چه دردي هم داشت لامسب ! به جان مادرم ,از آمپول هم دردش بيشتر بود .
5 روز غذا نخوردم ... بعد از آن 4 روز نان خشک خوردم (تازه آن را هم نمي خاستم بخورم, به زور در هلقومم چپاندند ) تا همين ديروز که مادرم آغا قلام را واسته کرد که بيايد راضيم کند غذا بخورم .
غسم خورده بودم تا زن من نشدي هيچي نخورم ولي به جان ماه در چمن که از موتورم هم برايم عزيزتر است , ديروز مجبورم کردند يه پياله آبگوشت بخورم , جايتان خالي دو تا پياز هم خورديم.. کلي چسبيد ,هنوز هم بويش در فضا به مشام مي رسد... با يه کيسه (!!) بزرگ سبزي خوردن.
ماه در چمن عزيزم, اگر زن من بشوي خيلي خوب مي شود , 12 تا بچه قد و نيم قد و يک شوهر رشيد مثل من خواهي داشت ... ديگه از خدا چي مي خواي ؟؟!!
راستي من سيکل هم دارم يعني امسال که ديپلمم را گرفتم تا چند سال بعدش هم ان شاالله سيکلم مي گيرم . شنيدم شما هم سواد داري ... اين خيلي خوب است, من اصلن مخالف سواد دار شدن ضعيفه ها نيستم .
ماه در چمن عزيزم , باور کن خيلي شعر در ظهنم آماده کرده بودم تا برايت بنويسم , اما الان ظهن عاشقم ياري نمي کند ,جز اين يکي:
" نگاهم با نگاهت کرد برخورد ز دانش دل پير برنا بود "
آه ماه در چمن, همه جا تو را مي بينم ...وقتي پشت موتورم (اسمش هرکول است, پيشکش) مينشينم روزي هزار بار نزديک است تسادف کنم, دائم تو مقابل چشم هايم هستي , همه جا اسم قشنگت را نوشته ام ..روي ديوارهاي خانه ي خودمان و آغا قلام , روي چرخ هرکول, رو تلفن عمومي , صندلي اتوبوس , روي ديوارهاي دستشويي پادگان ...همه جا ...همه جا ...
چند وقت پيش از شهر برايتان يک جفت کفش قرمز خريدم که جلويش گل گلهاي بنفش داشت , مثل خودت جيگري بود که نگو . ان شاالله که خوشتان بيايد, فقط شماره ي پايتان را نمي دانستم براي همين عباس ريزه را فرستادم از ديوار خانه تان پريد پايين يک لنگه دمپايي کش رفت, گفت اين مال ماه در چمن بايد باشد .من هم همان سايز کفش برايتان خريدم ...فقط جان من شماره ي پاي شما 28 است ؟؟!!!!!!!!! اشکالي ندارد اميدوارم که عباس ريزه دمپايي خاهرتان را اشتباه کش نرفته باشد . مهم تفاهم است که ما بسيار داريم به نظر من ازافه هم داريم .. مي توانيم ازافه اش را بدهيم به آغا قلام و زنش که ديگر اينقدر هر شب دعوا نکنند, گناه دارن
قول ميدم ..قول ميدم تا وقتي جوون و خشگلي و منم بي پولم زن دوم نگيرم. (!!!)
ديروز هي تو چشماي منيژه خانوم نگاه مي کردم ببينم آيا هنوز اثري از انعکاس نگاه شما در آن هست يا نه؟
اما نمي دانم چرا منيژه خانوم با دمپايي بر سرم زد, که اين بي حياي هيز را از اينجا ببريد !!! ()
مرده شورش را ببرند , دور از جان شما چشم هايش شبيه چراق هاي هرکول بود ! مو به تن آدم صيخ مي کرد !!!
خوب نازنينم , بهترينم, عسلم , به اجبار نامه را به پايان مي رسانم که سر نازنينتان درد نگيرد.
شما را به خدا غسم مي دهم تا من برگردم با کسي ازدواج نکنيد ...
امضا : خاک پاي شما : پنجه علي سياه در قلعه گرز آبادي اصل
اگر میخواهید روزانه گلچین جدیدترین و جالبترین مطالب،عکس ها و آموزش ها به ایمیلتون ارسال بشه کلیک کنید و عضو شوید.

|
|
|